سونوگرافی اول و دیدن عشقم،نفسم،وجودم
عزیز دل مامان،مونسم،عروسک قشنگم
من و بابا مرتضی دل توی دلمون نبود که صورت ماهتو ببینیم قربونت بره مامان...
دوست داشتیم سونوگرافی سریعتر انجام بشه تا هم بتونیم ببینیمت،هم از سلامتیت مطمئن بشیم و بفهمیم که جات راحته عزیز دلم.رفتیم دکتر برای سونوگرافی وقتی صورت ماهتو دیدیم نمیدونی به قول معروف داشتیم ذوق مرگ میشدیم،صدای قلب مهربون و پاکتو که مثه یه گنجیشک میزدو شنیدیم .اینقدر قربون صدقت رفتیم که نگو و نپرس.لحظه شماری میکردیم تا 9 ماه زود تموم بشه و بتونیم توی آغوش بگیریمت و غرق بوست کنیم شیرینی زندگیمون.دکتر گفت شما 3 فروردین پاهای کوچولوتو روی زمین و روی چشای ما میزاری قلبونت بره مامان.میای و هفت سین و عیدنوروز 91 من و بابا مرتضی و خانواده رو شیرین تر و خاطره انگیز تر میکنی ...الهی دورت بگردم.
خداروشکر از صحت و سلامتت مطمئن شدیم و سجده شکر خدای بزرگ رو بجا آوردیم.
خدایا به داده و نداده هایت شکر.








سونوگرافی اول و دیدن عشقم،نفسم،وجودم
